In 1957, Omega replica watches uk first generation super replica watches chronograph was born. The first generation of replica watches sale super-chronograph watch is the biggest feature of rolex replica "wide sword pointer (hour)."
شهرزاد اسفرجانِی | روش‌های نو، بسته‌بندی موفق

روش‌های نو، بسته‌بندی موفق


بسته‌بندی یکی از مهم­ترین نقاط تماس مصرف‌کننده با کالا است. یک تولید، و در واقع یک صنعت زحمات بسیار زیادی می‌کشند که کالا به دست مصرف‌کننده برسد.
بسته­ بندی بعد از خروج کالا از خط تولید تا لحظه‌ی رسیدن به دست مصرف‌کننده وظایف زیر را به عهده دارد:
1 . وظیفه‌ی نگهداری و حفظ کالا.
2 . آسان کردن کاربرد به لحاظ تکنیکی.
3 . ارتباط با مصرف‌کننده که بدون نیاز به صحبت به مخاطب بگوید حاوی چه چیزی است. فروشنده‌ی خاموش (بدون اینکه «کسی» را صدا کند بگوید حاوی «چه چیزی» هستیم و چگونه از من استفاده کنید).
برای بسته­ بندی موفق از لحاظ نیاز مخاطب:
مردم نیاز دارند که بسته­ بندی فوراً بگوید حاوی چیست؟ چه حجم و وزنی دارد؟ چرا که می­خواهند قیمت و حجم را مقایسه کنند. دیزاین باید نقش کاربردی داشته باشد و هنر را در خدمت مصرف‌کننده به کار گیرد.
کسی که برای بسته­ بندی کار می­کند باید روی صندلی مصرف‌کننده بنشیند و از دید مخاطب ببیند که آیا فوراً با دیدن بسته متوجه مواد اولیه، افزودنی­ها، طعم­ها و سایر مسایلی که برای مخاطب اهمیت دارد می­شود یا نه؟.

1 . نقش مهم در ارتباط بسته‌بندی سرنگ.
2 . تصویرسازی.
3 . اطلاعات.
اما نقش رنگ و تصویر فراموش نشود.
فراموش نشود رنگ باید کمک کند به انتخاب، نه اینکه مخاطب را گمراه کند.
ما وقتی ببینیم نام تجاری وظیفه خودش را درست انجام نمی­دهد، طبیعتاً کالاها تبدیل به کالاهای بی­نام‌ونشان می­شوند. مثال: (روغن موتور آبی) این اتفاق سال‌های جنگ روی نوشابه­ها افتاده بود، نوشابه‌ی سیاه و زرد و ... .
نام تجاری در ذهن مردم جایگاه خاصی را اشغال نمی­کند در نتیجه تمام مزایا یا در قیمت خلاصه می­شود و یا در شناسایی‌های عام مثل داروها (قرص سردرد).
مصرف‌کننده در این شرایط نباید انتخاب کند چون تولیدکننده به خودش اطمینان نداشته که از نام تجاری است که یک تولیدکننده‌ی خوب قابل شناسایی است، تاریخ مصرف و انقضاء و ... .
برای همین است که ما معروف‌ترین نوشابه‌ی دنیا را به رنگ نمی­شناسیم بلکه به نام می­شناسیم.
ما از فلسفه و بینش تولیدات است که به «نام» وفاداری پیدا می­کنیم، در بینش تولید، اولین جایی که خودش را نشان می‌دهد، بسته‌بندی است. آن مقدار احترامی که مصرف‌کننده با طراحی بسته‌بندی باکیفیت و اطلاعات بسته به نوع باز و بسته شدن (هر وقت یک کالایی را می بینی فکر کن یک بیچاره­ ای باید آن را باز کند!) فکر تولیدکننده در بسته‌بندی مستقر است.
رضایت خریدار پس از یک تجربه باعث تکرار خرید و وفاداری به آن کالا می­شود. اگر رضایت نداشته باشم باید مرجعی وجود داشته باشد که نارضایتی خودم را اعلام کنم. اگر مرجع نباشد مخاطب از خریدن امتناع می­کند و به بقیه هم می­گوید نخرید. کالاهای معتبر همیشه این بخش را دارند.
ما چقدر وقت بگذاریم در مسیر خرید برای بسته‌بندی؟
حکمی است که به طور متوسط در یک فروشگاه بزرگ که وارد می­شویم در طول یک دقیقه حدود 1600 نام با مخاطب برخورد می­کند، پس مخاطب کمتر از 1 ثانیه وقت دارد که چشم حافظه و ذهن آن کالایی که مورد نظر شماست، چشم شما را بگیرد و شما را قانع کند که خرید کنید، در فرایند خرید، بسته‌بندی فقط کمتر از چند ثانیه فرصت مجذوب کردن مخاطب را دارد. ممکن است گول هم بخوریم. ما بارها و بارها با جذب زیبایی­ های بسته­ خرید انجام داده ایم. حالا اگر بسته را باز کردیم و رضایت به دست آمده نتیجه‌ی موازی بودن پیام اولیه و ادراک ثانویه است. اگر این دو با هم برخورد کنند یعنی درست است و مخاطب دوباره این عمل را تکرار می­کند در غیر این صورت دیگر خرید اتفاق نمی­افتد. حالا ممکن است مجذوب بسته‌بندی نشویم اما محتوی درون بسته برای ما باشد و ما خرید می­کنیم روندی که در؟
بعضی از کالاها یا نام­ های تجاری بسیار به فکر حفظ محیط زیست هستند، و نه فقط از پلاستیک، بلکه از تمام افزودنی ­ها استفاده نمی­کنند و به سوی بسته‌بندی­های ساده­ تر و مواد اولیه قابل جذب در طبیعت می­کنند، از الان طرف تمایل در خریداران بوجود آمده که از بسته­ هایی که از مواد بازیافتی استفاده کردند یا آسیب کمتر به محیط زیست می­زنند. آنها را می‌خواهند خریداری کنند. مثال آبمیوه بطری پلاستیکی می­دهند و لیوان پلاستیکی اضافه به جای در گذاشته پس با هر بار خرید این محصول من دارم پلاستیک بیشتری وارد محیط زیست می­کنم. ما باید حمایت کنند از روند تولید کالاهایی که آسیب کمتری می­رسانند. امروزه داره دریاچه­ ها و کپه ­هایی از زباله ایجاد می­شود که نهادها حریف نیستند مگر اینکه بازیافت ما از خانه شروع شود. (آشپزخانه ما مرکز کنترل آلودگی در جهان است) از همان جا باید تفکیک را شروع کنیم و از طرف دیگر تولیدکننده بسته‌بندی آسیب زدنی را تولید نکند و مصرف‌کننده هم نخرد.
چرا اینقدر کپی در بازار ما هست؟
این موضوع یک آفت جهانی است. کسی که پیشرو است معمولاً رهبر جامعه است و مقلدین می­خواهند یک­ شبه ره صدساله را بروند و پشت سر رهبر، یا همان موج، سوار می­شوند. خوب کشتی زودتر می­رسد؟! نه اشتباه است چون خود جمع این موضوع را می­فهمد و همیشه روی آن کالا به عنوان کالای ثانویه؟
چون رقابت واقعی می­شود. احترام به مصرف‌کننده واقعی می­شود. و مقلدین باید در حوزه قیمت بجنگند.
شیوه ­های زندگی، آیا مدل­های زندگی در خریدها تأثیرگذار است؟
شیوه­ های زندگی در حال عوض شدن است. زنان ایرانی تحصیلکرده و فهمیده ­تر از قبل می­شوند. ارزش­های غذایی برای خریداران مهم­تر شده و کلاً مصرف‌کننده‌ی ما در حال رشد است. و با سطح آگاهی بالاتر با موضوعات برخورد می­کند. اگر این شیوه ­های زندگی و تغییراتی­ که در آتن اتفاق افتاده را به درستی شناسایی نکنیم، نمی­توانیم کالاهای متفاوتی را برای شیوه‌های زندگی متفاوت به دست مردم برسانیم.
مثال:
در امر لبنیات زمان قدیم شیر ماست پنیر ساده اما امروزه محصولات بسیار زیادی در حال تولید است و هر کدام برای یک گروه مخاطب و شیوه‌ی زندگی است. شیر بدون لاکتوز برای مادر من است و شیر غنی شده با کلسیم برای کودک من است که بسته‌ بندی­های این دو متفاوت است و باید بگوید حاوی چه منافع و مزایایی برای خریداران خودش است.
هیچ چیزی مثل علم بازاریابی در حال حاضر در امر تولید و بازار اهمیت ندارد.
کشور ما به تولید خیلی اهمیت داده اما به علوم طراحی بسته‌بندی و راه ­های نفوذ به بازار کمتر توجه می­کند.

Top
با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید