In 1957, Omega replica watches uk first generation super replica watches chronograph was born. The first generation of replica watches sale super-chronograph watch is the biggest feature of rolex replica "wide sword pointer (hour)."
شهرزاد اسفرجانِی | استراتژیِ تبلیغ را، تحقیق تعیین می‌کند

استراتژیِ تبلیغ را، تحقیق تعیین می‌کند


گفتگو با شهرزاد اسفرجانی
استراتژیِ تبلیغ را، تحقیق تعیین می‌کند

نه اطاعت محض از مشتری ـ نه تسلیم در برابر بازار

  • می‌دانم که شما در کارهایتان سعی در استفاده از تحقیقات دارید. چرا انجام تحقیق در یک پروژه‌ی تبلیغاتی را تا این حد مهم می‌دانید؟

ـ ما سعی داریم که هم در شروع یک کمپین تبلیغاتی و هم در پایان آن از تحقیقات کمک بگیریم. کار پر دردسری است که موانع اجتماعی بسیاری هم دارد؛ مردم خیلی راحت به شما جواب نمی‌دهند و اطلاعات درست در اختیارتان نمی‌گذارند ولی نهایتاً با ترفندهایی این کار را شروع می‌کنیم و برایمان مهم است که قبل از هر تبلیغی از وضعیت آن محصول در بازار مطلع شویم. تحقیقات یادشده به دلایل مختلف، یا در شروع کار انجام گرفته یا در میانه و یا در پایان. مثلاً در شروع کمپین تبلیغاتی یک نوع چای، وقتی که در سال 72 می‌خواستیم برای چای قرمز خارجه به یک بازسازی هویت دست بزنیم، ناگزیر از بررسی وضعیت بازار، خریداران، و خیلی چیزهای دیگر بودیم. این چای، نزدیک 25 سال در بازار بود و بسته‌بندی آن 25 سال در برابر دید خریداران قرار داشت و تغییر دادن نظر تولیدکننده در مورد بسته‌بندی، و به کار بردن تبلیغاتی تازه در ساختن یک تصویر درست از کالا، کار ساده‌ای نبود. پس ما برای اینکه تابع نظرات شخصی نباشیم ـ چه نظراتی که طراح می‌دهد و چه ایده‌هایی که مشتری یا صاحب کار عنوان می‌کند ـ نیازمند تحقیقاتی هستیم که بتواند راه درست را نشان دهد. در همان موردی که مثال زدم ما برای شروع کار از حدود 350 نفر از مردم مختلف در نواحی چندگانه ­ی تهران به‌ وسیله‌ی افرادی که آموزش دیده بودند پرسش‌ نامه‌هایی را پر کردیم. در پرسش‌ها‌ی ما، عادات مختلف آنها مورد بررسی قرار می‌گرفت. مثل عادات خرید، عادات مصرف، فصل نوشیدن چای، ساعات نوشیدن آن و خیلی موارد دیگر. مثل اینکه چه کسی چای را می‌خرد؟ از کجا می‌خرد؟ و...، مثلاً در جواب اینکه چه کسانی چای را می‌خرند، فهمیدیم که 60% خریداران چای را مردان خانه تشکیل می‌دهند نه خانم‌ها! این مسئله‌ی مهم در طراحی پیام بسیار تأثیرگذار بود.
یک آژانس تبلیغاتی از تمام نتایج تحقیقات و اطلاعات استفاده می‌کند تا مهم‌ترین وظیفه‌ی تبلیغ را که جایگاه‌ سازی(Positioning) برای یک محصول است به انجام برساند. یعنی برای مثال اگر در یک تحقیق فهمیدیم که همه‌ی مصرفکنندگان از بسته‌بندی چای ایده‌ی خاصی دارند که شبیه به بسته‌بندی «لیپتون» است ـ از نظر ایستایی، وزن، و پیام روی بسته ـ می‌فهمیم که راهی که ما باید انتخاب کنیم راهی است به سوی ایجاد یک هویت و موقعیت خاص در بازار با یک تصویر خاص که دارای احترام و اعتماد، و برای کالایی که دائماً مصرف می‌شود، مانا و به یاد ماندنی باشد. کالایی که همه آن را می‌نوشند و همه می‌توانند خریدار آن باشند.
تحقیقات، ممکن است تصورات اشتباه ما را تصحیح کند. مثلاً در مورد پروژه‌ی چای، ما فکر می‌کردیم که در جنوب تهران مصرف زیادی نخواهد داشت، چون چای کیسه‌ای است و قیمتی تقریباً بالا دارد! اما از میان 207 نفر پاسخگو 60% آنها اعلام کردند که چای کیسه‌ای مصرف می‌کنند و 40% آنها از چای کیسه‌ای قرمز به مناسبت‌های مختلف استفاده می‌کنند و این نشان می‌داد که بعیدترین احتمال ما در مورد مصرف چای کیسه‌ای در جنوب تهران غلط از آب درآمده است. یا از دیگر نتایجی که به دست آوردیم این بود که فهمیدیم در جنوب تهران هم ترجیح می‌دهند در مراسم مذهبی یا عروسی‌ها چای خوب ارائه کنند. پس به این دلایل آنها هم می‌توانند خریدار این چای خاص باشند. تمام این اعداد و ارقامی که نهایتاً به دست می‌آید بهانه‌هایی است که ما را به راه و مسیر مطمئن‌تر برای تبلیغ هدایت می‌کند، همان مسیری که در جایگاه‌ سازی باعث می‌شود ذهن شما دو کلمه‌ی «بنز» و «فورد» را با دو مفهوم جداگانه تحلیل کند. این‌ها هر دو اسم نوعی اتومبیل هستند. اما دو سطح و جایگاه کاملاً مختلف را به شما یادآوری می‌کنند، ولی چرا؟

  • یک آژانس تبلیغاتی از نتایج تحقیقات و اطلاعات استفاده می‌کند تا مهم‌ترین وظیفه‌ی تبلیغ را که جایگاه‌یابی برای یک محصول در ذهن مخاطب است به انجام برساند.
  • با اطلاعات کورکورانه از آنچه که مشتری می‌خواهد و آنچه که بازار به ما تحمیل می‌کند نمی‌توانیم یک قدم به جلو برداریم. ما در صورتی می‌توانیم ادعا کنیم برای صنعت کاری انجام داده ایم که یک چیز را از نقطه‌ی الف به نقطه‌ی الف+1 ببریم.

این مجموعه مفاهیمی است که به‌ وسیله‌ی تبلیغات یک کالا در طول زمان در ذهن مصرف‌کننده جذب می‌شود، مثل یک اسفنج که آب را جذب می‌کند که در ظاهر خود چیزی را نشان نمی‌دهد اما وقتی آن را بلند می‌کنید تازه متوجه وزن آن می‌شوید. یک نام تجاری چنین وزنی در طول زمان پیدا می‌کند و اگر ما این نام را درست برنگزینیم، همیشه بر روی آن خواهد ماند و هیچ‌وقت آن تصویر بد پاک نخواهد شد. در واقع امتیازی که تبلیغات خوب به ما می‌دهد، به دست آوردن یک جای پای درست است. برای مثال وقتی در پی تحقیقات به این نتیجه رسیدیم که بزرگ‌ ترین رقم مصرف چای کیسه‌ای مربوط به محل کار، سفرها، و خانه‌هایی است که خانم خانه شاغل است؛ می‌فهمیم که این چای متعلق به زمانی است که شما وقت دم کردن چای را ندارید و در عین حال می‌خواهید چای خوب بنوشید. بنابراین تبلیغات را روی همین عناصر متمرکز می‌کنیم. از سویی دیگر سال‌ها در ایران چای کیسه‌ای مترادف «چای» بود. اما در مقابل، مفهوم دیگری وجود داشت و آن چای «لیپتون» به عنوان نماد چای اعلا بود. می‌خواهیم اثر یک تبلیغ خوب را بگوییم که امروز مردم این کلمه را مترادف هر نوع چای کیسه‌ای به کار می‌برند، همان‌گونه که از مفهوم محصولی که نام «تاید» را بر خود دارد به صورت کلی به جای نام پودر لباسشویی استفاده می‌کنند. پس نتایج تحقیقات به ما نشان داد که بازار، ظرفیت آن را دارد که روی چای کیسه‌ای اعلا تبلیغ شود و با توجه به یافته‌های تحقیق، شعار مناسبی که مطابق زندگی امروز مردم بود برای آن انتخاب کردیم. در واقع این تحقیقات بود که وجود این نیاز را به اثبات رساند. در مورد محصول برنج آن شرکت هم ما همین سیاست را دنبال کردیم. در تحقیق فهمیدیم همه مایل هستند برنجی یکسان را در طول سال خریداری کنند، اما دیگر امروزه نه خانه‌ها فضای لازم برای نگهداری 200 ـ 300 کیلو برنج را دارد و نه توان مالی مصرف‌کننده چنین اجازه‌ای می‌دهد.

  • شعار تبلیغاتی محصول برنج چگونه به وجود آمد؟

ـ این جملات همان پیام‌هایی هستند که به همین سادگی که برای شما تعریف می‌کنیم در پیام تبلیغاتی هم به کار رفته اند، پس همان شعار «... برای زندگی امروز» را برگزیدیم. در مورد تبلیغات این برنج، ما روی دو چیز توانستیم تکیه کنیم. اول ایرانی بودن برنج (که به تنهایی ویژگی چشم‌گیری نیست)، و دیگر اینکه بگوییم این برنج در بسته‌های کوچک و با یک استاندارد واحد در همه جای ایران به راحتی پیدا می‌شود. بعداً معلوم شد راه دوم می‌تواند مؤثرتر باشد.

  • آیا انجام این پروسه‌ی تحقیقاتی را برای تمام کالاها و زمینه‌ها لازم می‌دانید؟

ـ بدون شک. خیلی ­وقت­ها شما چیزهایی را نمی‌دانید! اما تصور می‌کنید که از آن مطلع هستید و این تصور غلط است. برای مثال یکی از مشتریان ما می‌خواست یک «دئودرانت» ایرانی را وارد بازار کند. بازاری که از انواع مختلف مارک‌های این محصول با رایحه‌های گوناگون و قیمت‌های گوناگون اشباع است. اینکه این محصول با چه قیمت و رایحه‌ای می‌توانست وارد این بازار عظیم و اشباع‌ شده شود، سؤال اصلی بود. در یک چنین بازاری اگر بخواهیم چشم‌ وگوش بسته وارد شویم به بیراهه خواهیم رفت. چند وقت پیش در یک تبلیغ دیدم که نوشته بود آیا «صابون فلانی به تن شما خورده است»؟ «صابون کسی به تن شما خوردن» از یک مفهوم منفی حکایت می‌کند، یعنی آدم بدی ضرری به شما رسانده باشد و به نظر من برای تبلیغ یک محصول آرایشی و بهداشتی چندان مناسب نیست. فکر می‌کنم در این موارد سلیقه‌های شخصی ـ و بدون توجه به ضرورت شناخت بازار ـ دخالت دارد. مثلاً سازنده‌ی یک فیلم تبلیغاتی بگوید که من فقط فیلم موزیکال می‌سازم چون چند نمونه قبل موفق بوده اند. در حالی که قاعدتاً هر محصولی روش تبلیغاتی خود را می‌طلبد. ما با اطلاعات کورکورانه از آنچه که مشتری می‌خواهد و آنچه که بازار به ما تحمیل می‌کند نمی‌توانیم حتی یک قدم به جلو برداریم. ما در صورتی می‌توانیم ادعا کنیم برای صنعتی که از آن حرف می‌زنیم کاری انجام داده ایم که یک چیز را از نقطه‌ی الف به نقطه‌ی الف+1 برده باشیم. یعنی سطح سلیقه‌ای را تغییر بدهیم و این را صادقانه می‌گویم که ما منافع زیادی را به خاطر پافشاری‌ها بر همین مسائل از دست داده ایم اما با این حال، بخش تحقیقات را تقویت کرده ایم تا مدارک مستدلی برای اثبات حرف‌هایی که به صاحب کالا می‌زنیم داشته باشیم.

  • آیا بودجه‌ی مورد نیاز برای انجام چنین تحقیقاتی مانع پذیرش آن از سوی مشتری نمی‌شود؟

ـ نه، به هیچ‌وجه. البته بهتر است بگوییم کار پر دردسری است. برای همین خیلی­ ها به دنبال آن نمی‌روند. از طرفی دیگر گروه‌هایی هم که این نوع کارهای تحقیقاتی را انجام دهند زیاد نیستند. برای انجام این کار شما هم به زمان نیاز دارید، هم به یک نیروی کارآمد، تا نتیجه‌گیری درستی عایدتان شود. برای مثال یکی از موارد تحقیقی ما، یک تابستان کامل، زمان برد. این کار یک کار دقیق است که خیلی حرفه‌ای باید انجام شود. فقط مسئله‌ی قیمت نیست. مسئله، قانع کردن مشتری به این کار است و همچنین توجیه هزینه‌هایی که از نظر آنها خیلی قابل قبول نیست. اما خوب است بدانید هزینه‌ی یک تحقیق این‌ چنینی که ضامن حرکت‌های تجاری یک شرکت برای مدت یک‌ سال است، برابر است با هزینه‌ی یکبار پخش تبلیغاتی از تلویزیون. در خیلی از موارد این هزینه‌ها را خودمان متقبل می‌شویم تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه کنیم، رسانه‌ی درست را انتخاب کنیم و خیلی موارد دیگر. مثلاً در مورد انتخاب رسانه، مهم‌ترین واحد اندازه‌گیری تأثیر رسانه‌ی C.P.T است. یعنی هزینه‌ی شما به ازای هر هزار نفر چقدر است؟ این واحد ارزش رسانه‌ای است. در تلویزیون این واحد خیلی پایین است یعنی قیمت شما در ازای هر هزار نفر 2/0 است، ولی در یک بیلبورد یا روزنامه‌هایی مثل همشهری این رقم 3/6 است. پس ارزش رسانه‌ای را می‌توان خیلی دقیق با تحقیق اندازه‌گیری کرد. ما می‌گوییم مطبوعات برای تبلیغ بسیار خوب هستند اما تنها مدیرانی که اهل مطالعه هستند این را قبول دارند. آنهایی که اهل اتومبیل سواری هستند تابلوهای شهری را می‌پسندند و برخی که جزء این دو گروه نیستند تلویزیون را ترجیح می‌دهند. حتی برخی مدیران فرق بین روزنامه‌های مختلف را تشخیص نمی‌دهند.

در نتیجه، تحقیق برای ما چند فایده دارد:
1. استراتژی را، که مهم‌ترین کار تبلیغ است، مشخص می‌کند.
2. تأثیر تبلیغات انجام‌شده را اندازه‌گیری می‌کند.
3. راه‌ها و نیازهای آینده را مشخص می‌کند.

این تحقیق کدام‌ یک از جنبه‌های یک کمپین تبلیغاتی را در بر می‌گیرد؟

ـ یک تحقیق درست، تمام جنبه‌ها را در نظر دارد. مثلاً شما می‌توانید راجع به بسته‌بندی بپرسید، یا عادت مصرف، یا مسائل دیگری مثل شعار تبلیغاتی. مثلاً در مورد بسته‌ بندی چای مورد نظر 50 نفر را که مسئول خرید خانه بودند دعوت کردیم و آنها را در مقابل تمام بسته‌بندی‌های چای موجود در بازار قرار دادیم و از آنها خواستیم بهترین را انتخاب کنند و علت آن را بگویند. با این روش، ما به اهداف بسته‌ بندی نزدیک شدیم. یک بخش مهم کار هم حتماً مسائل روان‌شناسی اجتماعی، شناخت آداب، رسوم، و سنن است که باید حتماً در این تحقیقات در نظر گرفته شود. این تحقیق در مورد زمان پخش آگهی‌ها می‌تواند مهم باشد. برای مثال آیا تبلیغ یک کالای خاص برای بچه‌ها فقط باید در برنامه‌ی کودک باشد؟ آیا همیشه سریال‌های پربیننده می‌توانند جایگاه مناسبی برای تبلیغ باشند؟ و... . در این مورد می‌توان به یک مثال آشنا اشاره کرد. می‌دانید که تبلیغات بین دو نیمه‌ی بازی‌های فوتبال حساس، بسیار گران است. اما تحقیقات نشان داده است که تعداد بینندگان در این زمان بسیار کم می‌شود چون بین دو نیمه یا همه عصبانی هستند و یا خیلی خوشحال و یا برای خوردن چیزی از مقابل تلویزیون دور می‌شوند. پس ما ترجیح می‌دهیم این هزینه­ ی بیهوده را متقبل نشویم.

  • مطالبی که تا به حال گفتید بیشتر در مورد مراحل اولیه‌ی ساخت یک پیام تبلیغاتی بود آیا در مراحل بعدی هم ادامه خواهد داشت؟

ـ بله. در واقع نتیجه باید در مورد تأثیر آن تبلیغ خاص نیز بررسی شود. ما حتی میزان خرید، میزان تقاضا و فروش مناطق عجیب و غریب را دنبال می‌کنیم. اینکه مثلاً چرا فلان محصول در فلان شهر [که بعید به نظر می‌آید]، مقدار زیادی فروش کرد؟

  • خوب این‌ها مستلزم صرف هزینه‌های فراوان است؟

ـ قبل از هزینه نیازمند علاقه و تمرکز است. بعضی از این اطلاعات حتماً در شرکت‌های سفارش‌دهنده‌ی اگهی موجود است و آنها بدون شک با علاقه آن را در اختیار آژانس تبلیغاتی قرار می‌دهند. یک آژانس تبلیغاتی خوب محرم اسرار تولیدکننده است و ما تا به حال با مقاومتی در برابر دریافت اطلاعات مواجه نشده ایم. حتی در مورد درصد فروش، که برای شرکت‌ها بسیار مهم است با مانعی روبه‌ رو نشدیم. اما متأسفانه در بسیاری از موارد که فروش بالا می‌رود تولیدکننده‌ها تبلیغات را قطع می‌کنند. این هم از آن مشکلات است.

  • انجمن صنفی کانون‌های تبلیغاتی تشکیل شده است، آیا در آنجا در مورد انجام مراحل تحقیقاتی بحثی انجام شده است یا الگوی واحدی ارائه شده تا کیفیت کالا بالا برود؟

ـ البته نمی‌توان یک آژانس را ملزم به انجام این تحقیقات کرد. این سیاستی است که بعضی شرکت‌ها به عنوان خدمات ویژه به مشتری ارائه می‌کنند. اگرچه در اصل این تحقیقات باید وجود داشته باشند و در مورد انجمن میل دارم مطالبی را بگویم. ما خیلی خوشحال هستیم که در ایران برای اولین بار توانستیم با تلاش پیگیر همکاران دلسوز این حرفه این انجمن را تأسیس کنیم. مسلماً اعضای انجمن سعی می‌کنند سیاست‌های واحدی را دنبال کنند یا حداقل معیارهایی را برای بالا بردن کیفیت کار بپذیرند. در هر صورت عضو بودن در انجمن یک مزیت است. اما یک مشکل وجود دارد و آن اینکه تمام کسانی که مجوز کانون تبلیغاتی دارند می‌توانند عضو انجمن صنفی شوند که بسیاری از این افراد تنها یک طراح هستند و یک کانون یک‌نفره یا دونفره دارند! ولی چون در کشور ما تعریف درستی از کار تبلیغاتی و «طراحی» وجود ندارد این دو در حوزه‌ی کار یکدیگر مداخله می‌کنند. البته وزارت ارشاد امسال [سال 1377] براساس عملکرد کانون‌ها مجوز آنها را تمدید خواهد کرد اما من به عنوان یکی از اعضای انجمن مایل نیستم که انجمن روی عده‌ای خط بکشد. در به روی همه باز است، انجمن می‌تواند در ترسیم یک شکل ایده‌آل از یک آژانس تبلیغاتی مؤثر باشد؛ ولی باید مثل یک مادر عمل کند که تمام فرزندانش را به یک اندازه دوست دارد.

  • بخشی از تحقیقاتی که گفتید می‌تواند توسط صاحبان کالا انجام شود. یعنی، به نوعی و تا حدی وظیفه‌ی آنهاست، آیا این احساس نیاز در تولیدکننده‌های ایرانی وجود دارد؟

- در موارد اندکی بله، اما در غالب موارد خیر. پیام‌هایی هستند که باید از سوی صاحب کالا به ما داده شود، ولی بر عکس، ما این اطلاعات را به آنها می‌دهیم که برای آنها هم بسیار خوشایند است. اما نهایتاً با یک تشکر خالی کار تمام می‌شود. البته یک آژانس تبلیغاتی هم باید اطلاعات به‌روز از حوزه‌ی کار خود داشته باشد. قیمت‌ها، کیفیت‌ها، وزن نام‌های تجاری و خیلی موارد دیگر.
اما در حقیقت کار اصلی ما ساختن تصویر یک کالا در ذهن مخاطب است که برای این کار نیازمند تحقیقاتی هستیم که یا خود آژانس و یا صاحب کالا آن را انجام می‌دهد. ما هر چیزی را می‌توانیم به وسیله‌ی این تصویرسازی بفروشیم. مایلم مثالی بزنم. شما می‌توانید باور کنید که در آمریکا که دنیای «تی‌شرت» است محصولی بــه نام «گپ» با تی‌شرت سفید نخی بدون مارک وارد بازار شود؟ آیا این ایده مضحک به نظر نمی‌رسد؟ چگونه می‌توان با چنین ایده‌ای بازار را تسخیر کرد؟ این سؤالی بود که باید به آن پاسخ داده می‌شد.
تولید کننده از یک ترفند جالب استفاده کرد. به تن تمام آدم‌های معروف یکی از آن تی‌شرت‌ها را پوشاند و پایین آن نوشت «هر وقت می‌خواهم به چیزی فکر نکنم و آرامش داشته باشم این لباس را می‌پوشم»، و به این ترتیب بود که این محصول بازار دنیا را تسخیر کرد و این نوع لباس پوشیدن مد روز شد.
در مورد دیگری برای فروش لباس‌های «کاکی» ـ لباس‌هایی که به رنگ خاک هستند ـ به دنبال گرفتن عکس از تمام آدم‌های معروفی رفتند که لباس «کاکی» بر تن داشتند. برای این کار 10 هزار دلار جایزه به کسی تعلق می‌گرفت که یک چنین عکسی را تحویل بدهد.
تیم‌های 20نفره‌ای تشکیل شد و به تمام خانه‌ها و آتلیه‌های عکاسی فرستاده شدند و از این جست‌وجو حدود 10 عکس به دست آمد و از طریق این 10 عکس تصویری را برای آن شرکت ساختند که وضعیت تجاری‌اش را زیر و رو کرد. پس وظیفه‌ی اصلی ما نشاندن این تصویر درست در ذهن مخاطب است نه اینکه هر آنچه که مشتری می‌خواهد بدون فکر انجام دهیم.
مثلاً چند وقت پیش تبلیغی را در مورد یک شامپو دیدم که در آن یک کیفیت با دو نام تبلیغ می‌شد. این یعنی چه، آیا مصرف‌کننده را بر سر دو راهی قرار نمی‌دهد و تصویر تبلیغ را مخدوش نمی‌کند؟ در این مورد معلوم می‌شود که آژانس سازنده نه از نام برند چیزی می‌دانسته و نه برایش اهمیتی داشته است که یک تجارتی را از بین ببرد.
این‌ها مواردی است که ما به عنوان مسئولان شرکت‌های تبلیغاتی وظیفه داریم خود را با آنها درگیر کنیم، نه اینکه به‌خاطر پول بیشتر کیفیت را فدا کنیم. اگر ما فیلم تبلیغاتی سطح بالا می‌سازیم دلیلش این است که به مخاطب خود توجه داریم. برای مثال در تبلیغ خاصی که در مورد چای ویژه‌ای ساخته ایم، مخاطبانِ پیام ما از اقشار سطح بالای جامعه هستند. مخاطب ما یا از گروه جوانان تحصیل‌ کرده هستند یا از اقشار متوسط به بالا که قدرت خرید چای کیسه‌ای اعلا را دارند، بدون تعارف! چرا که در کار تبلیغ نمی‌توان با تعارف و رودربایستی کار کرد.
پس باید نوع روابطی که با طرف مقابل برقرار می‌کنید براساس سطح سواد، پایگاه اجتماعی، سن، و پول او باشد. شما برای باغبان خانه‌ تان در لیوان بزرگ چای می‌ریزید، نه به منظور بی‌احترامی! برای اینکه می‌دانید چای به این شکل برای او لذت‌ بخش‌تر خواهد بود. اما همین چای را برای خود و دیگران در استکان‌های لب‌ طلایی سِرو می‌کنید. پس اگر مخاطب را درست شناسایی کنیم درست به هدف زده ایم. البته آن هم به وسیله‌ی تحقیقات، خلاقیت و نوآوری در جهت بهبود کیفیت و سطح دانش اجتماعی.
ما با تبلیغات، فرهنگ می‌سازیم و این فرهنگ هرگز از ریشه‌های ذهنی مخاطب پاک نخواهد شد. برای مثال دیگر به سختی می‌توانیم رنگ سبز یا طعم «نعنا» را از خمیردندان جدا کنیم یا خیلی از شوخی‌هایی که در طول روز با دوستان خود می‌کنیم راجع به کارهای تبلیغاتی است. پس راه حساسی در پیش داریم که ناگزیر به رعایت دقت و احتیاط در آن هستیم. تحقیقات تا حد زیادی این دقت و احتیاط را به ما می‌دهد.

Top
با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید